شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبحدم سیاره بال افشاند از دامان شبوقت پیری ریخت از هم عاقبت دندان شب
۲
اشک حسرت لازم ساز رحیل فتاده استشبنم صبح است آثار نم مژگان شب
۳
برنمی‌آید بیاض چشم آهو از سوادصبح اقبال جنونم نشکند پیمان شب
۴
در هوای دود سودا هوشم از سر رفته استآشیان از دست داد این مرغ در طیران شب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth