شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۵۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خنده تنها نه همین برگل و سوسن تیغ استصبح را هم نفس ازسینه‌کشیدن تیغ است
۲
غنچه‌ای نیست‌که زخمی زتبسم نخوردباخبر باش که انداز شکفتن تیغ است
۳
در شب عیش دلیرانه مکش سر چون شمعکاین سپررا ز سحر درته دامن تیغ است
۴
مصرع تازه‌که از بحر خیالم موجی‌ستد‌وست را آب‌حیات است وبه دشمن تیغ است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth