شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۵۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بعد مرگم شام‌نومیدی سحرآورده استخاک‌گردیدن غباری در نظر آورده است
۲
در محبت آرزوی بستر و بالین‌کراستچشم عاشق جای مژگان نیشترآورده است
۳
طاقتی‌کو تا توان‌گشتن حریف بار دردکوه هم تا ناله برداردکمر آورده است
۴
کشتی چشمم‌که حیرت بادبان شوق اوستتا به خود جنبد محیطی ازگهرآورده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth