شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در شکایت از ممدوح گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر تاج زر نهند ازین پس به سر مرابر درگه امیر نبینی دگر مرا
۲
او باز تیز پنجه و من صعوهٔ ضعیفروزی بهم فروشکند بال و پر مرا
۳
او آفتاب روشن و من ذرهٔ حقیربا نورش از وجود نیابی اثر مرا
۴
اوگنج شایگان و منم آن‌گداکه هستبرگنج باز دیدهٔ حسرت نگر مرا
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth