خلوتی با سعدی
حکایت شمارهٔ ۱۸
باب اول در سیرت پادشاهان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ملکزادهای گنج فراوان از پدر میراث یافت. دستِ کَرَم برگشاد و دادِ سخاوت بداد و نعمتِ بیدریغ بر سپاه و رعیّت بریخت.
۲
نیاساید مَشام از طبلهٔ عود بر آتش نِه، که چون عنبر ببوید
۳
بزرگی بایدت بخشندگی کن که دانه تا نیفشانی نروید
۴
یکی از جُلَسایِ بیتدبیر نصیحتش آغاز کرد که «ملوکِ پیشین مر این نعمت را به سعی اندوختهاند و برای مصلحتی نهاده. دست از این حرکت کوتاه کن که واقعهها در پیش است و دشمنان از پس؛ نباید که وقت حاجت فرومانی.»
صفحهٔ ۱ از ۲