شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

حکایت شمارهٔ ۲

باب دوم در اخلاق درویشان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درویشی را دیدم، سر بر آستانِ کعبه همی‌مالید و می‌گفت: یا غَفور! یا رحیم! تو دانی که از ظَلومِ جَهول چه آید.
۲
عذرِ تقصیرِ خدمت، آوردم که ندارم به طاعت استظهار
۳
عاصیان از گناه توبه کنند عارفان از عبادت استغفار
۴
عابدان جزایِ طاعت خواهند و بازرگانان بهایِ بِضاعت، منِ بنده امید آورده‌ام نه طاعت و به دَرْیوزه آمده‌ام نه به تجارت.
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth