شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

حکایت شمارهٔ ۴

باب دوم در اخلاق درویشان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دزدی به خانهٔ پارسایی در آمد؛ چندان که جست چیزی نیافت. دلتنگ شد. پارسا خبر شد. گلیمی که بر آن خفته بود در راه دزد انداخت تا محروم نشود.
۲
شنیدم که مردانِ راهِ خدایدلِ دشمنان را نکردند تنگ
۳
تو را کی میسّر شود این مَقام؟که با دوستانت خلاف است و جنگ
۴
مودّتِ اهلِ صفا، چه در روی و چه در قفا، نه چنان کز پَسَت عیب گیرند و پیشت بیش میرند.
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth