خلوتی با سعدی
حکایت شمارهٔ ۲۵
باب دوم در اخلاق درویشان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی را از مشایخ شام پرسیدند از حقیقتِ تصوّف؛
۲
گفت: پیش از این طایفهای در جهان بودند بهصورت پریشان و بهمعنی جمع، اکنون جماعتی هستند بهصورت جمع و بهمعنی پریشان.
۳
چو هر ساعت از تو به جایی رود دلبه تنهایی اندر، صفایی نبینی
۴
ورت جاه و مال است و زَرع و تجارتچو دل با خدای است، خلوتنشینی
صفحهٔ ۱ از ۱