شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

حکایت شمارهٔ ۳۶

باب دوم در اخلاق درویشان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درویشی به مَقامی در آمد که صاحبِ آن بُقعه کریم‌النَّفس بود؛ طایفهٔ اهل فضل و بَلاغت در صحبتِ او هر یکی بَذله و لطیفه همی‌گفتند.
۲
درویش راهِ بیابان کرده بود و مانده و چیزی نخورده.
۳
یکی از آن میان به طریقِ ظرافت گفت: تو را هم چیزی بباید گفت.
۴
گفت: مرا چون دیگران فضل و ادبی نیست و چیزی نخوانده‌ام، به یک بیت از من قناعت کنید.
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth