شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

حکایتِ شمارهٔ ۱۲

باب سوم در فضیلت قناعت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خشکسالی در اسکندریّه عنانِ طاقتِ درویش از دست رفته بود، درهایِ آسمان بر زمین بسته و فریادِ اهلِ زمین به آسمان پیوسته.
۲
نماند جانور از وحش و طَیْر و ماهی و مورکه بر فلک نشد از بی‌مرادی افغانش
۳
عجب که دودِ دلِ خَلق جمع می‌نشودکه ابر گردد و سیلابِ دیده بارانش
۴
در چنین سال، مُخَنَّثی، دور از دوستان، که سخن در وصفِ او ترکِ ادب است، خاصّه در حضرتِ بزرگان و به طریقِ اِهمال از آن در‌گذشتن هم نشاید که طایفه‌ای بر عجزِ گوینده حمل کنند. بر این دو بیت اقتصار کنیم که اندک، دلیلِ بسیاری باشد و مشتی نمودارِ خرواری:
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth