شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

حکایت شمارهٔ ۹

باب چهارم در فواید خاموشی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در عقدِ بَیْع سرایی مُتَرَدِّد بودم. جهودی گفت: آخر من از کدخدایانِ این محلّتم؛ وصفِ این خانه چنان که هست از من پرس. بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم: به جز آن که تو همسایهٔ منی!
۲
خانه‌ای را که چون تو همسایه استده درم سیمِ بد عیار ارزد
۳
لکن امّیدوار باید بودکه پس از مرگِ تو هزار ارزد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth