خلوتی با سعدی
حکایت شمارهٔ ۱۸
باب هفتم در تأثیر تربیت
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
توانگرزادهای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با درویشبچهای مناظره در پیوسته که: صندوق تربت ما سنگین است و کتابه رنگین و فرش رخام انداخته و خشت پیروزه در او به کار برده. به گور پدرت چه ماند؟ خشتی دو فراهم آورده و مشتی دو خاک بر آن پاشیده.
۲
درویش پسر این بشنید و گفت: تا پدرت زیر آن سنگهای گران بر خود بجنبیده باشد، پدر من به بهشت رسیده بود.
۳
خر که کمتر نهند بر وی باربیشک آسودهتر کند رفتار
۴
مرد درویش که بار ستم فاقه کشیدبه در مرگ همانا که سبکبار آید
صفحهٔ ۱ از ۲