شعر را زندگی کن
خلوتی با کسایی

سرخ رویی و زرد رویی

دیوان اشعار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نورد بودم، تا ورد من مُورَّد بودبرای ورد مرا ترک من همی پرورد
۲
کنون گران شدم و سرد و نانورد شدماز آن سبب که به خیری همی بپوشم ورد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth