خلوتی با کسایی
طلب ِ جام
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خواجهٔ مبارکِ بر بندگان شفیقفریاد رس که خون رهی ریخت جاثلیق
۲
یک جام خونِ بچهٔ تاکم فرست از آنکهم بوی مشک دارد و هم گونهٔ عقیق
۳
تا ما به یاد خواجه دگر بار پر کنیماز خون خوشه ، اَکحَل و قیفال و باسلیق
صفحهٔ ۱ از ۱