شعر را زندگی کن
خلوتی با کسایی

به سفلگان

دیوان اشعار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عَصیب و گُرده برون کن، وزو زَوَنج نوردجگر بیاژن و آگنج ازو بسامان کن
۲
بجوش گردن و بالان و زیره باکن از وینمک بسای و گذر بر تَبََنْگوی نان کن
۳
به گربه ده و به عَکّه سُپُرز و خیم همهوگر یتیم بدزدد بزنْش و تاوان کن
۴
وزین همه که بگفتم نصیب روز بزرگغَدود و زهره و سرگین و خون بوگان کن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth