خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۶۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فکر تدبیر سلامت خون راحت خوردنستما همه بیچارهایم و چاره ما مردنست
۲
صبح گر هنگامهٔ نشو و نما بر چرخ چیدخاک ما را هم بساطی بر هوا گستردنست
۳
بس که در باغ جهان تنگ است جای انبساطرنگ اگر دارد پر پرواز در پژمردنست
۴
شیشهٔ ساغر سال و مه ندارد دم زدنعافیت اینجا نفس بیرون دل بشمردنست
صفحهٔ ۱ از ۳