خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۶۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بزم پیری کز قد خمگشتهٔ ما چنگ اوستبرق آه ناامیدی، شوری آهنگ اوست
۲
دل به وحشت نه، که چرخ سفله فرصتدشمن استروز و شب، یک جنبش مژگان چشم تنگ اوست
۳
وادی عجزی به پای بیخودی طیکردهامکز نفس تا ناله گشتن، عرض صد فرسنگ اوست
۴
بیقرار شوق را چون موج نتوان دید سهلشورش دریای امکان، یک شکست رنگ اوست
صفحهٔ ۱ از ۳