خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۷۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صبح گرد ناز تو از کاروان کیستبر خو چیدن تو متاع دکانکیست
۲
آنجاکه فرصت من وما تیر جسته استترسم نفس کشی و ندانی کمان کیست
۳
سر برنیاوری چوگهر از سجود جیبگر محرمتکنندکه دل آستانکیست
۴
داغم ز دست بیاثریهای آه خویشاین آتش فسرده چهگویم به جانکیست
صفحهٔ ۱ از ۴