خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۷۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که هیچ بهاری به حسرتِ ما نیستشکستهرنگیِ امید، بیتماشا نیست
۲
به قدرِ پر زدنِ ناله وسعتی داریمغبارِ شوق جنونمشرب است، صحرا نیست
۳
ز ما و من به سکوت ای حباب قانع باشکه غیرِ ضبطِ نفس، نامِ این معما نیست
۴
غنا مخواه، که تمثالِ هستیِ امکانبرونِ آینهٔ احتیاج پیدا نیست
صفحهٔ ۱ از ۳