خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۷۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در طریق رفتن از خود رهبری درکار نیستوحشت نظاره را بال وپری درکارنیست
۲
کشتی تدبیر ما توفانی حکم قضاستجز دم تسلیم اینجا لنگری درکار نیست
۳
هر سر مو بهر غفلتپیشه بالین پر استاز برای خوابمخمل بستری درکار نیست
۴
میبرد چونگردباد از خویش سرگردانیامسرخوشدشتجنونرا ساغریدرکار نیست
صفحهٔ ۱ از ۳