شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۷۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درگلشن هوس‌که سراغ‌گلیش نیستگریأس نوحه سربکند بلبلیش نیست
۲
آن ساز فتنه‌ای‌که تو محشر شنیده‌ایزیر و بم توگر نبود غلغلیش نیست
۳
دیدیم حسن ساختهٔ اعتبار جاههرگاه بی‌نطاقه شود کاکلیش نیست
۴
یارب به حال مفلسی خواجه رحم‌کنبیچاره خربه عرض چه نازد جلیش نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth