شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرم‌رفتاری که سر در راه آن یکتا گذاشتگام اول چون شرر خود را به جای پا گذاشت
۲
وارث دیگر ندارد دودمان زندگیهرکه‌حسرت‌برد اپن‌جا عبرتی‌بر ماگذاشت
۳
درتماشای تو چون آ‌بینه از جنس شعورآنچه با ما بود حیرت بود و چشمی واگذاشت
۴
الوداع ای نغمهٔ فرصت‌، ‌کز افسون املعشرت امروز ما بنیاد بر فردا گذاشت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth