شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آغاز نگاهم به قیامت نظری داشتواکردن مژگان چراغم سحری داشت
۲
خوابم چه خیال است به گرد مژه گرددبالین من‌گم شده آرام پری داشت
۳
چشمی به تحیرکدهٔ دل نگشودیمآیینه همین خانهٔ بیرون دری داشت
۴
ما بیخبران بیهده بر ناله تنیدیمتا دل نفس سوخته هم نامه‌بری داشت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth