خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۸۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی چمنسازِ صبحِ فطرت، تبسم لعل مهرجویتز بوی گل تا نوای بلبل فدای تمهید گفتگویت
۲
سحر نسیمی درآمد از در، پیام گلزار وصل در برچو رنگ رفتم ز خویش، دیگر چه رنگ باشد نثار بویت
۳
هوایی مشق انتظارم، ز خاک گشتن چه باک دارمهنوز دارد خط غبارم، شکستهی کلک آرزویت
۴
به جستجو هر طرف شتابم همان جنون دارد اضطرابمبه زیر پایت مگر بیابم دلی که گم کردهام به کویت
صفحهٔ ۱ از ۳