خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به یادتگردش رنگم به هرجا بار میبنددز موج گل زمین تا آسمان زنار میبندد
۲
چسان خاموش باشم بیتوکز درد تمنایتتپش بر جوهر آیینه موسیقار میبندد
۳
سجودی میبرم چون سایه کلک آفرینش راکه سرتاپای من یک جبههٔ هموار میبندد
۴
گرفتم تاب آغوشت ندارم، گردش چشمیتمنا نقش امیدی به این پرگار میبندد
صفحهٔ ۱ از ۳