شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۰۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگو رند از می و زاهد زتقوا گفتگو دارددماغ عشق سرشار است و هرجا گفتگو دارد
۲
عدم‌ از سرمه ‌جوشانده‌ست‌ شور محفل امکانتأمل کن خموشی تا کجاها گفتگو دارد
۳
جهان ‌بزمی‌ست‌، نفرین ‌و ستایش‌ نغمهٔ سازشسراپا گوش باید بود دنیا گفتگو دارد
۴
ز بس برده‌ست افسون امل از خود جهانی راگر از امروز می‌پرسی ز فردا گفتگو دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth