خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۰۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
احتیاجم خجلت از احباب بردسوخت دل تا رخت درمهتاب برد
۲
عمر رفت و آهی از دل گل نکردساز من آب رخ مضراب برد
۳
آه عیش گوشهٔ فقرم نماندسایهٔ دیوار رفت و خواب برد
۴
آینه آخر به صیقلگشتگمبسکه رفتم خانه را سیلاب برد
صفحهٔ ۱ از ۳