خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۰۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل مباد افسرده تا برکس نگرددکار سردشمع خاموش انجمنها میکند یکبار سرد
۲
عالمی را زیر این سقف مشبک یافتمچون سر بی مغز زاهد ذر ته دستار سرد
۳
داغ شد دل تا چه درگیرد به این دل مردگانچارهگر یکسر ز گال و نالهٔ بیمار سرد
۴
انفعال جوهر مرد اختلاط حیز نیستشعلهها را شمعکافوریکند دشوار سرد
صفحهٔ ۱ از ۳