خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماندخاکستری ز قافلهٔ اعتبار ماند
۲
از ما به خاک وادی الفت سواد عشقهرجا شکست آبله دل یادگار ماند
۳
دل را تپیدن از سرکوی تو برنداشتاینگوهر آبگشت و همان خاکسار ماند
۴
وضع حیاست دامن فانوس عافیتاز ضبط خود چراغ گهر در حصار ماند
صفحهٔ ۱ از ۴