شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۳۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در بساطی که دم تیغ ادب آخته‌اندبی‌نیازان سر و گردن به خم افراخته‌اند
۲
نه فلک را به خود افتاده‌سر وکار جدالعرصه خالی و ز حیرت سپر انداخته‌اند
۳
در مقامی‌که دل و دیده و دیدار یکیستهمه داغند که آیینه نپرداخته‌اند
۴
چه بهار و چه خزان در چمنستان حضورعرض هر رنگ که دادند همان باخته‌اند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth