خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۳۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن سخا کیشان که بر احسان نظر واکردهاندازگشاد دست و دل چشمی دگر واکردهاند
۲
سیر این گلزار غیر از ماتم نظاره چیستدیدهها یکسر ز مژگان موی سر واکردهاند
۳
صد مژه پا خورد ربطش تا ترا بیدار کردیک رگخوابت به چندین نیشتر واکرده اند
۴
وضع مخمور ادب خفّتکش خمیازه نیستیاد آغوشی که در موج گهر واکردهاند
صفحهٔ ۱ از ۳