خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ - وله ایضاْ فی مدحه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز این تویی شهاکه جهانت مسخرستبر تارکت ز مهر جهانتاب افسرست
۲
باز این منم که طبع روانم سخنسر استشیرشن کلام من به مثل تنگ شکرست
۳
باز ای تویی شها که سزاوار تست مدحطبعت محیط فیض و کفت کان گوهرست
۴
باز این منمکه تا ز ثنای تو دم زنمغمگین ز فکر روشن من مهر انور ست
صفحهٔ ۱ از ۶