شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۲ - د‌ر ستایش پا‌دشاه ماضی محمد شاه غازی طاب ا‌لله ثراه ‌گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر دل اسیر زلف تو بیدادگر بودکارش ز تار زلف تو آشفته‌تر بود
۲
آشوب ملک شاهی و بیدادکار تستترکی و ترک لابد بیدادگر بود
۳
در ملک حسن شاهی زان شور و شرکنیشک نیست حس چونین با شور و شر بود
۴
شمشاد مهرچهری و خورشید مه‌جبینمانات مهر مادر و ماهت پدر بود
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth