شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۲ - در مرثیهٔ امیرزادهٔ فردوس و ساده فاطمه‌سلطان صبیهٔ امیر دیوان طاب ثراه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به هر بهار گُل از زیر گِل برآرد سرگلی برفت‌ که ناید به صد بهار دگر
۲
گلی برفت‌ کز امروز تا به دامن حشرگلاب اوست‌که جاری بود ز دیدهٔ تر
۳
گلی برفت ‌که با آنکه غنچه بود هنوزدو غنچه داشت به هریک هزار تنگ‌ شکر
۴
گلی ‌برفت ‌که ‌از مشک‌ چین دو سنبل داشتنهان به زیر دو سنبل دو لالهٔ احمر
صفحهٔ ۱ از ۱۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth