خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۲ - و له ایضاً
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای زان دو سیه مار که جا داده به گلزارعطار کمندافکن و سحار زرهدار
۲
سحار ندیدیم زرهپوش و معربدعطار نخواندیم کمندافکن و خونخوار
۳
عقرب همه زهر آرد و آهو همه نافهدر چشم تو و زلف تو بر عکس بودکار
۴
چشمان تو چون خشم کنی زهر دهد برزلفان تو چون شانه زنی مشک دهد بار
صفحهٔ ۱ از ۶