شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۷ - در ستایش امیربهرام صولت معتمدالدوله منوچهرخان فرماید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با فال نیک و حال خوش و بخت‌کامگاراز ملک جم به عزم سپاهان شدم سوار
۲
در زیر ران من فرسی ‌کافریده بوداوهام را ز پویهٔ او آفریدگار
۳
شخ ‌برّ و که‌نورد و جهانگرد و گرم‌سیرکم‌خسب و پرتوان و زمین‌کوب و رهسپار
۴
کز پی نگارم آمد و تنگم عنان گرفتبا چشم اشکبار و دوگیسوی مشکبار
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth