خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۹ - در ستایش وزیر بی نظیر صدر اعظم میرزا آقاخان گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوی مشک آید چو بویم آن دو زلف مشکبارمن به قربان سر زلفی که آرد مشکبار
۲
عید قربانست و ناچارم که جان قربان کنمگر ز بهر عید قربانی ز من خواهد نگار
۳
هرکه را سیمست قربانی نماید بهر عیدمن که بیسیمم نمایم عید را قربان یار
۴
یک جهان حسنست آن مه لاجرم دارم یقینکاوکنار از من چوگیرد از جهانگیرمکنار
صفحهٔ ۱ از ۱۱