خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۱ - مطلع ثانی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مژده که شد در چمن رایت گل آشکارمژده که سر زد سمن از دمن و مرغزار
۲
وجد کنان شاخ گل از اثر باد صبحرقص کنان سرو ناز بر طرف جویبار
۳
لاله به کف جام می گشته مهیای عشقگرچه ز نقصان عمر هست به دل داغدار
۴
گوش فراداده گل تا به چمن بشنوداز دهن عندلیب شرح غم بیشمار
صفحهٔ ۱ از ۴