شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۴ - در ستایش‌امیرالامر‌اء‌العظام‌نظام‌لدوله حسین‌خان حکمران فارس فرماید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همتی مردانه می‌خواهم‌که اسمعیل‌واربر خلیل خویشتن امروز جان سازم نثار
۲
عید قربانست و من قربان آن عیدی‌ که هستکوی او دایم بهشت و روی او دایم بهار
۳
زان سبب قربان اسمعیل باید شدکه اوگشت قربان ‌کسی ‌کاو را ز قربانیست عار
۴
عار دارد آری از قربانی آن یاری که هستنور هستی از فروغ ذات پاکش مستعار
صفحهٔ ۱ از ۱۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth