شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۷ - د‌ر ستایش مرحوم مبرور میرزا ابوالقاسم همدانی ‌ذوالریاستین فرماید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا ماهیست‌در مشکوکه مشکین زلف پرچینشبه‌هر تارست‌صد تبت‌به‌هر چینست صد چینش
۲
بتی دارم بر سوری بود یک باغ ریحانشمهی دارم‌ که بر طوبی بود یک راغ نسرینش
۳
هوای باده‌ گر داری ببوس آن لعل میگونششمیم ‌نافه‌ گر خواهی ‌ببوی آن جعد مشکینش
۴
بهشتی‌ هست‌ بس‌خرم‌ که ‌یک‌ شهرست رضوانشعروسی هست‌ بس‌زیبا که‌ یک‌ ملکست‌ کابینش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth