خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۹ - مطلع الثالث
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همانا فصل تابستان سرآمد عهد تسعینشکه مایل شد به کفهٔ شب ترازو باز شاهینش
۲
چو پرّ باز بود اسپید روز از روشنی آوخکه ابر تیره تاریتر نمود از چشم شاهینش
۳
فلک از ابر ایدون آبنوسی گشته خورشیدشچمن از باد ایدر سندروسی گشته نسرینش
۴
قمر بدگوهری رخثباکهگردون بود عمانثنسمن بدعنبری بویا که هامون بود نسرینش
صفحهٔ ۱ از ۲۶