شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۳ - د‌ر ستایش امیرکبیر میرز‌ا تقی‌خان رحمه‌الله فرماید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کرد چون خسرو منصور ز ری عزم عراقدر میان من و منظور من افتاد فراق
۲
دهر از ظلمت شب غالیه‌گون بود هنوزکان بت غالیه‌مو بیخبر آمد به وثاق
۳
طاق ابروی سیاهش به ستمکاری جفتجفت‌گیسو‌ی درازش‌ به دلازاری طاق
۴
آن یکی گفتی بر صبح ز شامست دو طوقوین دگر گفتی بر سیم ز مشکست دو طاق
صفحهٔ ۱ از ۱۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth