شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۵ - در ستایش پادشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به عزم ری چو نهادم به رخش‌ زین خدنگشدم به ‌کوههٔ آن چون به تیغ‌ کوه پلنگ
۲
چو رود نیل سبک‌رخش من به راه افتادنشسته من ز بر او چو یک محیط نهنگ
۳
بسان‌ کشتی‌کش موج سوی اوج بردبه‌کوه و شخ شده از شهر قرب یک فرسنگ
۴
که ناگهان مَهَم از پی رسید مویه‌کُناندو ذوذؤابه‌اش از طرف‌گرد ماه آونگ
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth