شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۷ - تتمهٔ قصیده

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای با خطاب مهر تو هر ذره‌یی سپهرای با عتاب قهر تو هر ممکنی محال
۲
حالی بدان رسیده که از حرص مدح توبر من ز لفظ و معنی تنگ اوفتد مجال
۳
یکسو ز بس هجوم مضامین دلفریبحیران شود خیال من از فرط ارتجال
۴
یکسو ز بس تراکم الفاظ دلنشینلکنت خورد زبان من از فرط اتصال
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth