خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۲ - مطلع ثانی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به گاه بام که خورشید چرخ آینه فامزدود زاینهٔ روزگار زنگ ظلام
۲
درآمد از درم آن گلعذار وز رخ و زلفنهفته طلعت خورشید را به ظلمت شام
۳
نهاده سلسله بر دوش کاین مرا طرهنهفته سیم در آغوش کاین مرا اندام
۴
گسسته رشتهٔ گوهر که این مراست سخنفشانده خرمن شکر که این مراست کلام
صفحهٔ ۱ از ۱۴