شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۷ - د‌ر مدح فریدون میرزا

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای به مشکین موی تو مسکین دلم‌کرده وطنچون غم آن موی مشکن در دل مسکین من
۲
مه میان انجم از خجلت نگردد آشکارآشکارت‌گر ببیند در میان انجمن
۳
گر فرو ریزد اگر طلعت فروزی در بهارسرو بنشیند اگر قامت فرازی در چمن
۴
ای نه اندامست زیر جامه‌ات کاموده‌ایپیرهن از یک چمن نسرین و یک بستان سمن
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth