خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۸ - در ستایش صدر اعظم در باب فتنهٔ باب گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صدر اعظم شد چو بخت شهریار از نو جواناز نشاط آنکه شاه بیقرین رست از قران
۲
چون سکندرشاه شد صاحبقران و خواجه خضرکز حیات شاهش ایزد داد عمر جاودان
۳
خواست ایزد شاه را آگه کند از کید خصمورنه هرگز این قضا نازل نگشی زآسمان
۴
گرچه پیرست آسان لیک اینقدر مبهوت نیستکز خدایش شرم ناید وز شهنشاه جوان
صفحهٔ ۱ از ۹