شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۷ - در مدح شجاع السلطنه حسنعلی میرزا

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رود آمون‌ گشت هامون ز اشک جیحون‌زای منرشک سیحون شد زمین از چشم خون پالای من
۲
اردی عیشم خزان شد وین عجب ‌کاندر خزانلاله می‌روید مدام از نرگس شهلای من
۳
دیدهٔ من اشک ریزد سینهٔ من شعله‌خیزدر میان آب و آتش لاجرم ماوای من
۴
برنخیزد خنده‌ام از دل شگفتی آنکه هستزعفران رنگ از حوادث سیمگون سیمای من
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth