شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۷ - در ستایش شاهزاده مبرور فریدون میرزای فرمانفرما فرماید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش چو بنهفت نوعروس ختن روشاهد زنگی‌ گره‌ گشاد ز ابرو
۲
ترک من آمد ز ره چو شعلهٔ آتشگرم و دم آهنج و تند و توسن و بدخو
۳
چون سر زلف دو صد شکنج به عارضچون خم جعدش دو صد ترنج بر ابرو
۴
خم خم و چین چین گره ‌گره سر زلفشاز بر دوش اوفتاده تا سر زانو
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth