خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۰ - در ستایش پادشاه علیین جایگاه محمدشاه غازی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای برده غمت تاب ز دل خواب ز دیدهپیوند دل و دیده به یکبار بریده
۲
برکشتن ما بیگنهی دستگشادهازکلبهٔ ما بیسببی پای کشیده
۳
ما را چه گناهست اگر زلف تو دامیگسترده کز آن آهوی چشم تو رمیده
۴
از دیدن ما پاک نظر دوخته هر چنداز دیدهٔ ما جز نظر پاک ندیده
صفحهٔ ۱ از ۶